Showing posts with label توليد محتوا. Show all posts
Showing posts with label توليد محتوا. Show all posts

Monday, 14 August 2017

استراتژي بازاريابي محتوا، راهنماي كامل بازاريابي محتوا

سالها پيش، وقتي شروع به مطالعه درمورد بازاريابي آنلاين كردم متوجه شدم كه بيشترين چيزي كه كاربران ايراني به آن نياز دارند مطالب و راهنماهاي عملي است. چيزي كه بتواند آنها را دقيقا با روش كار و برنامه ريزي براي بازاريابي تجارتشان آشنا كند. كاربران همه ميدانند كه بازاريابي محتوا چيست، اما خيلي ها دقيقا نميدانند كه چگونه بايد بصورت اصولي براي بازاريابي محتوا برنامه ريزي كرد.
هركس مطالب وبلاگ من را دنبال كرده باشد، ميداند كه اولويت من به اشتراك گذاري كار و نقطه نظراتم با مخاطبانم است. چيزي پنهان بين من و مخاطبم وجود ندارد. برعكس اعتقاد دارم به اشتراك گذاري اطلاعات كامل نه تنها باعث كمتر شدن سود و درآمد من نميشود، بلكه ارتباط من با مخاطبم را بهتر ميكند و فرصتهايي براي 2 طرف بوجود ميآورد.
پلن و استراتژي محتوا كه امروز با شما به اشتراك خواهم گذاشت در واقع در منابع انگليسي موجود است، اما مشابه آن را من در وب فارسي نديده‌ام. از آنجايي كه بك لينك فله‌اي و سئو ديگر كارآيي گذشته را ندارند، كاربران نياز دارند تا با استراتژي‌هاي عملي بازاريابي اينترنتي آشنا شوند. جاي خالي مطالب عملي واقعا احساس ميشود.
اين راهنما داراي 2 قسمت است. يك قسمت فريمورك آماده استراتژي بازاريابي محتوا كه در آخر مقاله ميتوانيد آن را دانلود كنيد و يك قسمت هم ۀآموزش و نحوه استفاده از اين فريمورك.
پس اجازه دهيد كه شروع كنيم…
اگر يك استارت آپ هستيد، تجارت آنلاين داريد و يا حتي يك وبلاگ نويس هستيد حتما با بازاريابي محتوا آشنا هستيد. امروز ديگر ضرورت استفاده از محتوا براي جذب مشتريان بالقوه و ساخت برند براي همه آشكار هست. بارها اين مساله را ديده‌ايم كه كسانيكه حتي محتواي ارجينال هم توليد ميكنند به هدف خود نميرسند، محتواي آنها در موتورهاي جستجو رتبه نميگيرد و در شبكه هاي اجتماعي كسي آن را نميبيند. در واقع شعله ور نميشود و حركت نميكند! كسي آن را شير نميكند و كسي درمورد آن گفتگويي نميكند.
اينكه چرا اين اتفاق مي‌افتد و گاهي اوقات حتي محتواي ارجينال هم نتيجه مورد نظر را نميگيرد طبعا به فاكتورهاي زيادي بستگي دارد. اما اگر بخواهم مهمترين آنها را بگويم، نداشتن يك استراتژي براي بازاريابي اينترنتي و بازاريابي محتواست. حالا معني اين كلمات قلمبه سلمبه “استراتژي” و اينجور چيزها چي هست؟ در ادامه به ساده ترين روش ممكن براي شما توضيح خواهم داد.
ببينيد، بازاريابي محتوا و بازاريابي اينترنتي هم مثل تجارت است. همانطور كه براي داشتن يك كسب و كار موفق ما نياز به يك هدف گذاري و برنامه مدون داريم كه هم وظايف، كارها و زمان بندي ها مشخص باشند و هم آخر هر ماه روند پيشرفت و پسرفت و نقاط قوت و ضعف كسب و كارمان را بررسي كنيم و براي حل مشكلات اقدام كنيم، براي بازاريابي اينترنتي خودمان هم به برنامه نياز داريم. در واقع داشتن يك برنامه و استراتژي محتواي مكتوب به ما براي پاسخ دادن به اين سوالات كمك خواهد كرد:
  1. براي چه كسي ميخواهيم بنويسيم؟ مخاطب ما كيست؟ نياز و مشكلات آنها چيست و چگونه ميتوانيم به آنها كمك كنيم؟
  2. به چه هدفي ميخواهيم برسيم؟ اهداف تجاري ما چيست؟ فروش بيشتر؟ ساخت برند و…
  3. منابع و بودجه ما چقدر است؟ چه منابعي در اختيار داريم؟ چند نويسنده داريم؟
  4. بازاريابي محتوا چگونه ميتواند براي رسيدن به هدف تجاري به ما كمك كند؟
  5. رقباي ما چه كساني هستند؟
  6. تفاوت ما با بقيه رقبا چيست؟ در چه كاري مهارت بيشتري داريم و منحصر به فرد هستيم؟
  7. نقاط ضعف و قوًت ما كجاست؟ بايد به كدام سمت و سو حركت كنيم؟
در حقيقت ما با داشتن يك برنامه، روند پيشرفت كارها را بررسي ميكنيم و براي آينده دوباره برنامه ريزي ميكنيم. در طول زمان كسب و كارمان را بهتر و بهينه تر ميكنيم. كارهايي كه بيشترين بازده و جواب را ميدهند شناسايي ميكنيم و كارهاي بدون بازده را از برنامه خود حذف ميكنيم.
بازاريابي محتوا و استراتژي بازاريابي محتوا
بازاريابي محتوا استراتژي توليد و انتشار محتوا است، محتوايي كه باعث افزايش اعتبار و ميزان اعتماد مشتريان به شما ميشود. راهي است براي ارتباط موثر و دوطرفه با مخاطب و ساخت گروهي وفادار از مخاطبان، مخاطباني كه اسم و برند شما را به گوش همه ميرسانند.
تفاوت بين “بازاريابي محتوا” و “استراتژي بازاريابي محتوا” از اسمش مشخص است. بازاريابي محتوا به خود عمل توليد محتوا به منظور بازاريابي و جذب مشتري گفته ميشود. امٌا استراتژي بازاريابي محتوا، پلن و برنامه مكتوب براي توليد محتواي هدفمند و همچنين تحليل بازدهي و بهينه سازي روند بازاريابي محتواست.
مساله را ساده ببينيد. شما تقريبا در زندگي براي اينكه بتوانيد هر كاري را با بهترين بازدهي انجام دهيد نياز داريد براي آن كار برنامه‌‎ريزي كنيد. اين موضوع خواه تجارت شما باشد، خواه شخصيت شخصي شما باشد، روابط احساسي شما باشد يا وزن كم كردن و داشتن بدني سالم و غيره…
با هدف گذاري و برنامه‌ريزي براي مديريت زمان، ميتوانيد به نتايج دلخواه خود برسيد. دقيقا تجارت و بازاريابي هم به همين صورت عمل ميكند. شما اهداف و برنامه هاي خود را مكتوب ميكنيد و نتايجِ به دست آمده را هربار بررسي و تحليل ميكنيد. اينقدر اينكار را تكرار ميكنيد تا به هدف خود برسيد.

پلن استراتژي بازاريابي محتوا و روش استفاده
فريم ورك استراتژي محتوا كه براي شما تهيه كرده‌ام يك مدل كامل است. در برخي شرايط شايد شما نياز به استفاده و پر كردنِ تك تك فيلدهاي آن را نداشته باشيد. در ادامه‌ مهم‌ترين قسمتهايِ پلن را همراه با آموزش براي شما خواهم گفت.
پلن را ميتوانيد توسط نرم افزار Microsoft Excel ويا docs.google.com اجرا كنيد. وقتي پلن را اجرا كنيد، اولين صفحه‌اي كه باز خواهد شد، صفحه‌ي برنامه استراتژيك است.
صفحه اول – برنامه استراتژيك
اين صفحه، صفحه اصلي پلن استراتژي محتواست. كه شامل هدف گذاري، چگونگي استفاده از محتوا براي بازاريابي اينترنتي، تحليل رقبا و غيره… ميباشد.
از اهداف تجاري شروع كنيم. كمي صفحه را پايين بكشيد تا اهداف تجاري را ببينيد.
مرحله اول – اهداف تجاري:
در برنامه‌ريزي، اولين و مهمترين چيز هدف گذاريست. بايد تصميم بگيريد چه چيزي ميخواهيد به دست بياوريد، قبل از اينكه تصميم بگيريد چگونه ميخواهيد آن را به دست بياوريد. پس در استراتژي بازاريابي محتوا ما با اهداف تجاري شروع خواهيم كرد. من بصورت گام به گام براي شما توضيح خواهم داد تا راحت تر مطلب را درك كنيد. در حاليكه برخي از اهداف ممكن است واضح و روشن باشند، برخي ديگر را شايد لازم باشد فعلا هدس بزنيد. در بازاريابي، گاهي لازم است هدسيات و ايده هاي خود را تست كنيد تا ببينيد كداميك بازدهي بهتري خواهند داشت.
توصيه ميكنم هدف گذاري و برنامه ريزي خود را انجام دهيد و حدود 3 تا 6 ماه آن را تست كنيد. سپس نتايج خود را بررسي و بهينه سازي كنيد. به اين ترتيب زمان لازم براي بررسي و تست كردن ايده هاي خود را خواهيد داشت.
تصميم بگيريد چگونه ميخواهيد از بازاريابي محتوا براي رشد تجارت خود استفاده كنيد.
اهداف تجاري > اهداف كسب و كار:
يك هدف كلي براي استراتژي محتواي خود در نظر بگيريد و آن را در قسمت “اهداف كسب و كار”بنويسيد؛ احتمالا هدف شما يكي از اهداف زير خواهد بود، پس يكي يا چندتا از آنها را انتخاب كنيد:
  • جذب ليد و مشتريان بالقوه براي ايجاد ارتباط‌هاي بعدي و تبديل آنها به مشتري.
  • فروش محصولات. كمك به تيم فروش براي فروش سريعتر محصولات.
  • بازاريابي. ايجاد علاقه به محصولات يا خدمات.
  • توسعه ويا تغيير افكار عمومي درباره برند يا محصولات شما.
  • ساخت گروه طرفداران براي تعامل با برند شما در شبكه‌ها و مكانهاي اجتماعي
  • خدمات پس از فروش. كمك بو رفع مشكل مشتريان براي استفاده كامل از محصولات شما
  • رهبري افكار. توسعه نام، اعتبار و تاثير گذاري بر صنعت كاري.
اهداف خود را بصورت واضح و دقيق بنويسيد
  1. در قسمت اهداف كسب و كار هدف اصلي خود را انتخاب كنيد و چندين هدف زيرمجموعه نيز بنويسيد.
  2. در فيلد تاثير بر كسب و كار، مشخص كنيد كه چرا ميخواهيد به آن هدف برسيد. جواب شما راهي مشخص براي رشد تجارتتان را مشخص ميكند و اينكه چرا و با چه انگيزه‌اي ميخواهيد اين كار را انجام دهيدو چه تاثيري بر تجارت شما خواهد داشت.
  3. در فيلد معيارها، هر راهي كه بتوانيد با آن وضعيت فعلي تجارت، ميزان فروش محصولات، ميزان بازديد از وبسايت شما و هر آماري كه وضعيت فعلي شما را مشخص كند را بنويسيد. ممكن است براي اينكار از يك نرم افزار تحليلگر مثل گوگل كمك بگيريد يا نرم افزار ارتباط با مشتري يا هر چيز ديگري.
  4. در ادامه و فيلدهاي بعدي شما نتايج بدست آمده را هر 3 ماه يكبار با نتيجه فعلي بررسي خواهيد كرد و خواهيد فهميد تلاش ها و استراتژي بازاريابي محتواي شما چگونه و چه تاثيري بر تجارتتان گذاشته.
مرحله دوم – استراتژي محتوا و مخاطبان هدف شما
قسمت استراتژي محتوا
كمي بالاتر از قسمت اهداف تجاري، قسمت استراتژي محتوا وجود دارد. تصميم بگيريد كه چگونه ميخواهيد از بازاريابي محتوا براي رسيدن به اهداف تجاري خود استفاده كنيد. چند شكل گرافيكي براي شما تهيه كرده‌ام كه روش هاي اصلي را پوشش ميدهند، اگر شما روش متفاوتي براي سايت خود داريد، آن را بنويسيد.
قسمت ترافيك مستقيم: جذب ترافيك از شبكه‌هاي اجتماعي و موتورهاي جستجو به وبلاگ – سپس از وبلاگ به صفحات فرود (توسط Call To Actionها).
قسمت پيام‌هاي يكپارچه: جذب ترافيك از طريق شبكه‌هاي اجتماعي و وبلاگ براي عضويت در وبسايت شما.
قسمت تمركز بر فروش: جذب ترافيك از طريق شبكه‌هاي اجتماعي و وبلاگ، ويدئو و پادكست ها به صفحات فروش محصولات.
قسمت پيام اصلي
در سمت راستِ استراتژي محتوا قسمت پيام اصلي وجود دارد. در اين قسمت مخاطب هدف خود را انتخاب ميكنيد و دقيقا مشخص خواهيد كرد كه محتوا، خدمات يا محصولات شما چگونه به مشتريان كمك ميكند و مشكلاتشان را برطرف ميسازد.
قسمت مخاطبها: در خصوص نحوه پژوهش و انتخاب مخاطبان هدف مقالات بسياري نوشته شده. بصورت خلاصه بگويم كه هرچه مخاطبان و مشتريان خود را دقيق تر و بهتر بررسي كنيد، بهتر نتيجه خواهيد گرفت. در اين فيلد مخاطبان هدف خود را بنويسيد.
مثال براي پر كردن فيلد مخاطب هدف
شرح ماموريت: محتوا و محصولات شما چه ارزشي به زندگي مخاطبانتان اضافه خواهد كرد؟ مخاطب با خواندن محتوا و استفاده از محصول شما چه تغييري در زندگي‌اش ايجاد خواهد شد؟ در اين قسمت بنويسيد. (هر چه اين قسمت ها را دقيق تر و صادقانه تر پر كنيد، برند بهتري خواهيد ساخت)
مثال پر كردن فيلد شرح ماموريت
پيام يا سوال اصلي: مشتري با خواندن محتوا و استفاده از محصول شما چه سودي خواهد كرد؟ بنويسيد. همچنين چندين پيام ثانويه نيز براي خود در نظر بگيريد.
مثال – پيام اصلي
مرحله سوم – تحليل رقبا
در اين قسمت شما اسامي رقباي اصلي خود را خواهيد نوشت و يكبار ديگر كار آنها را تحليل خواهيد كرد. وبسايتشان چيست؟ چه ميكنند؟ روي چه موضوعاتي كار ميكنند؟ چه مينويسند؟ هر چند مدت يكبار؟  فاصله ما با آنها چقدر است؟ وغيره…
مرحله چهارم – عامل تفاوت
در بازارهاي پر جمعيت و رقابتي، كسب و كارهاي كوچك، براي اينكه بتوانند در صحنه رقابت باقي بمانند و اسمي براي خود دست و پا كنند، بايد متفاوت باشند و بصورت ويژه روي تفاوت خود تمركز كنند. اين يكي از مهمترين ويژگيهايي است كه يك كسب و كار نوپا بايد براي ساخت برند در يك بازار رقابتي از آن استفاده كند.
منظور از عامل تفاوت چيز خيلي خاص يا پيچيده‌اي هم نيست. بعنوان مثال فرض كنيد در حوزه كاري شما 3 شركت بسيار بزرگ با خدمات گسترده وجود دارد. اما شما پي ميبريد كه هيچكدام از آنها روي ارائه فقط يك سرويس خاص تمركز ندارد و به دليل بزرگي شركتشان وقت كافي با مشتريان نميگذارند.
شما ميتوانيد فقط روي يك خدمات ويژه بصورت حرفه‌اي و كامل تمركز كنيد و عامل تفاوت خود را گذراندن وقت بيشتر با مشتري و آموزش و ارتباط بهتر با آنها قرار دهيد.
مثال – عامل تفاوت
مرحله پنجم – كانال بازاريابي
بالاي صفحه، قسمت كانال هاي بازاريابي قرار دارد. در اين قسمت مشخص خواهيد كرد كه چه نوع محتوايي را توسط چه كانالي ميخواهيد منتشر كنيد. مقالات را از طريق وبلاگ تان. ويدئوهايتان را از طريق سايت يوتيوب. محتواي روزانه يا مخصوص شبكه‌هاي اجتماعي را از طريف فيسبوك يا گوگل+ و غيره…
براي هر قسمت، توضيحات كامل و هدف مشخص كنيد. ميخواهيد مردم از شبكه‌هاي اجتماعي به وبلاگ شما بيايند؟ يا در يوتيوب آمار بازديد ويدئوهاي شما بالا برود؟ در فيسبوك لايك بيشتري داشته باشيد و غيره… همه را بنويسيد.
مثال – كانال بازاريابي
با پر كردن اين قسمت ها، شما صفحه اول پلن استراتژي بازاريابي محتواي خود را پر كرده‌ايد.
صفحه دوم – ايده‌ها (جمع آوري و نوشتن ايده‌هاي جديد براي توليد محتوا بصورت مستمر)
اگر وبلاگ نويس هستيد يا حتي سعي بر نوشتن كرده باشيد احتمالا مهمترين مساله براي شما اين است كه چه بنويسيد؟ مقاله‌ي بعدي شما در چه مورد باشد؟
خوب، بايد بدانيم كه كار يك نويسنده تنها نوشتن نيست. نويسنده بايد در طول روز ايده پردازي كند و بصورت مرتب ايده‌هاي خود را در دفترچه يادداشت خود بنويسد. تا در صورت لزوم از اين ايده ها براي مقالات خود استفاده كند. در مقاله فوايد وبلاگ نويسي در خصوص اين موضوع بيشتر توضيح داده ام.
در پلن استراتژي محتوا، قسمت ايده‌ها را به همين موضوع اختصاص داده‌ام. ايده‌هاي اصلي خود را در اين قسمت درج كنيد. مهم نيست كه حتما تمام جزئيات را وارد كنيد؛ در طول زمان آنها را ويرايش و اضافه خواهيد كرد.
عكس صفحه‌ي ايده ها
نكته: براي اينكه بتوانيد ايده‌هاي بهتري براي مقالات خود داشته باشيد، 2 روش را توصيه ميكنم كه به شخصه از آنها استفاده ميكنم و ثابت شده هستند. يكي اينكه به دنياي اطراف خود توجه كنيد و بخوانيد. آگهي ها، روزنامه ها، صحبتهاي ديگران را بخوانيد؛ اگر به دنياي اطراف خود توجه كنيد ايده‌هاي زيادي به دست خواهيد آورد. لازم نيست اين ايده ها حتما به كار شما مرتبط باشند، گاهي اوقات ايده هاي نامرتبط را ميتوانيد به خوبي به كارتان ارتباط دهيد.
راه ديگر مطالعه و بالا بردن دانش است. هرچه بيشتر مطالعه كنيد و آگاهي خود را بالاتر ببريد، فكر شما بازتر خواهد شد و ايده هاي بيشتري براي نوشتن خواهيد گرفت.
صفحه سوم – برنامه سرمقاله
برنامه سرمقاله، قسمتي است كه شما و تيم نويسندگان، باهم برنامه توليد محتواي خود را بررسي ميكنيد و تصميم ميگيريد. با نگاه به عكس متوجه خواهيد شد چگونه بايد از اين قسمت استفاده كنيد. زمانيكه استراتژي و اهداف خود را كامل كرديد، نوبت به تصميم گيري در خصوص اين است كه چه محتوايي نياز است چاپ شود، در چه تاريخي و به چه هدفي بايد چاپ شود.
صفحه برنامه سرمقاله
اگر يك شركت و يك تيم توليد محتوا داريد، سردبير بخش توليد محتوا به همراه نويسندگان ميتوانند اين قسمت را تنظيم كنند. و يا حتي خود شما به تنهايي ميتوانيد اين كار را انجام دهيد.  هدف اين است كه از ميان كلمات كليدي انتخابي خود، ايده هاي خود و بررسي روند بازاريابي خود محتواي مورد نياز را انتخاب كنيد و اهداف و محتواي مورد نياز براي برنامه هفتگي و ماهيانه بازاريابي محتواي خود را مشخص نمائيد.
صفحه چهارم – برنامه زماني بازاريابي
بعد از اينكه اهداف و برنامه‌هاي خود را بصورت كامل مشخص كرديد، نوبت اين است كه بصورت دقيق مشخص كنيد كه چه محتوايي، در چه روزي و توسط چه كسي بايد نوشته شود. برنامه زماني بازاريابي دقيقا به همين منظور تشكيل شده. در اين قسمت ميتوانيد برنامه يك ماه محتواي خود را تنظيم كنيد و تيم توليد محتواي خود را از اين برنامه مطلع نمائيد.
ميتوانيد براي هر نويسنده، يك رنگ خاص مشخص كنيد و فيلدها را بصورت رنگ بندي قرار دهيد، تا هر كسي بداند چه محتوايي را بايد تهيه كند.
صفحه برنامه زماني بازاريابي
صفحه پنجم – تحليل سوالات و مشكلات
هر نوع تجارتي داشته باشيد، هدف اصلي شما بايد رضايت مشتريان و رفع مشكلات آنها باشد. اينكار هم به شما براي ايجاد يك گروه مشتريان وفادار كمك ميكند و هم باعث ميشود نقاط ضعف خود را بهتر بشناسيد و براي بهتر كردن آنها برنامه ريزي كنيد.
در بازاريابي محتوا، علاوه بر اين 2 فايده، سوالات و مشكلات مشتريان به شما براي گرفتن ايده هاي جديد براي توليد محتوا نيز كمك ميكند. كار با اين صفحه بسيار راحت و واضح است و نياز به توضيحات اضافه ندارد، كافيست نگاهي به آن بيندازيد تا همه چيز را متوجه شويد.
حالا ديگر نوبت شماست. نوبت اين است كه دست به كار شويد و از همين الان استراتژي بازاريابي محتواي خود را تهييه كنيد و شروع به توليد محتوا و جذب مشتري كنيد. به اميد خدا و موفقيت شما در تجارتتان.

 

دانلود فريمورك استراتژي بازاريابي محتوا

بعد از دانلود فريمورك آماده و رايگان استراتژي بازاريابي محتوا، لطفا اين مقاله را در شبكه هاي اجتماعي با دوستانتان به اشتراك بگذاريد و از ما نيز حمايت كنيد.
متشكريم! شما ميتوانيد فريمورك بازاريابي محتوا را از اين صفحه دانلود كنيد.


Saturday, 29 July 2017

بازاريابي محتوا چيست و به چه دليل شكل گرفت؟

بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا، از جمله واژه‌هايي هستند كه در سالهاي اخير به صورت گسترده در فضاي رسانه ها به كار گرفته مي‌شوند. در اين نوشته، قصد داريم مفهوم بازاريابي محتوا را شفاف‌تر كرده و مسير را براي درس‌هاي تخصصي كه در ادامه سري استراتژي محتوا مطرح خواهيم كرد، هموارتر نماييم.
با توجه به اينكه تاكنون به صورت پراكنده درباره بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا حرف‌هاي زيادي در متمم مطرح كرده‌ايم و از اين به بعد مي‌خواهيم به صورت زيربنايي و تخصصي به اين موضوع بپردازيم، در كنار هر يك از جملات و توضيحات، اگر قبلاً مطلبي را مطرح كرده باشيم، به صورت توضيح بيشتر: … لينك مربوط به آن را مي‌گذاريم تا دوستاني كه از اين نقطه با ما همراه شده‌اند، در پيگيري مطالب دچار مشكل نشوند.
اگر حدود پانزده دقيقه از وقت خود را در اختيار ما قرار دهيد، تلاش مي‌كنيم تا حد خوبي،‌ دلايل شگل گيري و جدي شدن بحث بازاريابي محتوا را مطرح كنيم. در درسهاي بعدي، مفهوم دقيق تر محتوا، نحوه اندازه گيري و ارزيابي محتوا و همينطور شيوه تدوين استراتژي محتوا را مرور خواهيم كرد.

آيا بازاريابي محتوا به كار من ربطي دارد يا اصلاً به درد من مي‌خورد؟

اگر بپذيريم كه بازاريابي محتوا شيوه اي براي فروش است مي‌توانيم بگوييم كه هركس چيزي براي فروختن دارد، ميتواند به بازاريابي محتوا هم به عنوان يك ابزار و گزينه نگاه كند.
دقت داشته باشيد كه ما فروش را به معناي عام آن به كار مي‌بريم. همان تعبيري كه استيونسن مي‌گفت:

به عبارتي، همانطور كه يك توليدكننده چاي، تلاش مي‌كند چاي خود را به مشتريان بيشتري بفروشد و هر مشتري هم ميزان بيشتري از چاي او خريداري كند، يك نويسنده هم در حال فروختن كتاب خود به مردم يا به ناشر است و دوست دارد كتابش را به قيمت بيشتري و به تعداد خوانندگان بيشتري بفروشد.
حتي كساني كه اساساً هدفشان كسب ماديات نيست و به صورت غيرانتفاعي فعاليت مي‌كنند هم با اين معناي عام فروش فروشنده محسوب مي‌شوند.
به عنوان مثال، يك موسسه خيريه هم كه از كودكان سرطاني حمايت مي‌كند، درگير فرايند فروش است.
 اين موسسه، مي‌خواهد كه مردم، خريدار حرف‌ها و خواسته‌ها و خدماتش باشند. بنابراين تلاش مي‌كند مخاطبان خود را افزايش دهد و از هر كدام از مخاطبان خود هم، كمك و حمايت بيشتري دريافت كند.
حالا بياييد در يك سازمان، به مدير واحد پاسخگويي تلفني به مشتريان فكر كنيم.
عموم شركتها،‌ واحد پاسخگويي به مشتريان را چندان جدي نمي‌گيرند.
يا كم سابقه ترين و غيرمتخصص‌ترين كاركنان خود را به اين بخش مي‌فرستند.
عملاً مدير اين واحد هم مشكل فروش دارد. نه به معناي اينكه از واحدهاي ديگر پول بگيرد و خدمات ارائه دهد.
بلكه به اين معنا كه اعتبار اين واحد افزايش يافته، در جلسات رسمي سازمان، حرفهايش خريدار بيشتري داشته و نظرات اين واحد بتواند بر سياست‌هاي كلان سازمان، تاثيرگذار باشد.
با اين تعاريف، كافي است يك بار ديگر فكر كنيم و ببينيم كه من يا سازمان من چه چيزي را مي‌فروشد و بازاريابي محتوا قرار است به من براي فروش چه چيزي كمك كند؟

آيا توليد محتوا و بازاريابي محتوا، زيرمجموعه‌اي از دانش تجارت الكترونيك يا كسب و كار آنلاين است؟
اين روزها خيلي از مردم، وقتي لغت محتوا و بازاريابي محتوا را مي‌شنوند بلافاصله به محتواي ديجيتال فكر مي‌كنند.
اما محتواي ديجيتال اگر چه يكي از شكل‌هاي رو به رشد محتوا در دنياي امروز محسوب مي‌شود، تنها يكي از انواع محتواست. اگر شما يك نويسنده هستيد و كتاب منتشر مي‌كنيد، باز هم توليدكننده محتوا هستيد.
اگر شب هنگام، اوقات فراغت خود را با ارسال پيام و پيامك از طريق نرم افزارهاي مختلف مانند وايبر و واتزاپ و … مي‌گذرانيد، توليدكننده محتوا هستيد.
اگر معلمي هستيد كه در كلاس درس مي‌دهيد توليدكننده محتوا هستيد.
اگر مدير تضمين كيفيت يك شركت هستيد و دستورالعمل‌ها و فرايندها را تنظيم و منتشر مي‌كنيد،‌ توليدكننده محتوا هستيد.
اگر داستان‌هاي اخلاقي و مذهبي براي مردم تعريف مي‌كنيد و تلاش مي‌كنيد آنها را به زندگي بهتر هدايت كنيد، توليدكننده محتوا هستيد.
اگر فيلم ميسازيد توليدكننده محتوا هستيد.
حتي كسي كه قبض تلفن همراه چاپ مي‌كند يا فاكتور فروش يك فست فود را صادر مي‌كند، در حال توليد محتوا است.

البته برخي شغل‌ها به طور مستقيم توليدكننده محتوا هستند و به بازاريابي محتوا فكر مي‌كنند و برخي ديگر، توليد محتوا را به عنوان فرايندي جانبي در كار خود تعريف مي‌كنند.
قاعدتاً يك جايگاه اختصاصي براي بنزين (به قول خودمان پمپ بنزين) توليدكننده محتوا به نظر نمي‌رسد.
اما اگر برگه‌اي به رانندگان بدهد و روي آن فهرستي ده گانه از مواردي كه مصرف سوخت خودرو را افزايش مي‌دهند نوشته باشد، به يك توليدكننده محتوا تبديل شده و احتمالاً به بازاريابي محتوا هم فكر مي كند.
بنابراين، بازاريابي محتوا را بايد به عنوان زيرمجموعه‌اي از حوزه بازاريابي در نظر گرفت تا حوزه‌ي تكنولوژي ديجيتال.

چرا متمم تا اين حد روي محتوا و استراتژي محتوا و بازاريابي محتوا تاكيد مي‌كند؟
اجازه بدهيد به جاي اينكه براي شما از گسترش اينترنت و شبكه هاي ارتباطي و موبايل و لپ تاپ – كه قطعاً رويدادهاي مهمي محسوب مي‌شوند – بگوييم، به روندي كه طي چند هزار سال اخير شكل گرفته است نگاه كنيم:

هنوز نمي‌دانيم كه چرا انسان اوليه بر ديوار غارها تصاوير مختلف ترسيم مي‌كرده است.
مستقل از اينكه آن تصاوير را براي زيبايي ترسيم مي‌كرده يا براي اينكه آنها را به عبادت بنشيند و يا اينكه پيامي از خود براي بازماندگان و آيندگان به جا بگذارد، به هر حال انسان اوليه، توليد محتوا را قبل از قسمت عمده‌اي از توليدات فيزيكي آغاز كرده است.
وقتي كه ارتباطات شكل گرفت، محتوا اين بار شكل پيام را به خود گرفت.
حالا محتوا فرستنده و گيرنده هم داشت و در يونان باستان، آنها كه در دو ماراتون پيروز بودند، حاملان پيامهاي مهم تلقي مي‌شدند.
انسان همچنان به توليد محتوا ادامه داد.
محتوا فقط تصويري زيبا بر ديواره‌ي غار يا يك پيام مهم سياسي نبود.

جارچي‌ها، اولين توزيع‌كننده‌هاي رسمي محتواي خبري بودند و طبيعتاً چون استفاده از جارچي، به پشتوانه حقوقي و سرمايه مادي نياز داشت، پادشاهان تنها كساني بودند كه مي‌توانستند عرضه‌ي انبوه محتوا را در ميدان‌هاي شهر انجام دهند و به نوعي نخستين رسانه ها شكل گرفتند.
عصر چاپ و انتشار روزنامه‌ها، نسل بعدي عرضه محتوا را رقم زد.
حالا توليد محتوا به عنوان يك شغل، رسماً شكل گرفته بود و رسانه، معنا پيدا كرده بود.
البته هنوز بازاريابي محتوا به شكلي كه امروز شناخته مي‌شود رايج نبود.
روزنامه ها، خبر و گزارش منتشر مي‌كردند و صاحبان كسب و كار هم، در ازاء پرداخت پول، اجازه داشتند آگهي‌هاي خود را در آنها منتشر كنند.
شايد اگر بخواهيم كمي موشكافانه‌تر نگاه كنيم، روزنامه‌هاي دولتي آن زمان، به نوعي فلسفه بازاريابي محتوا را مي‌فهميدند.
روزنامه منتشر مي‌شد و با انواع محتوا، مردم را خوشحال و راضي و سرگرم مي‌كرد تا در لا به لاي آن،‌ دولتها هم بتوانند به تبليغ ايده ها و نظريات خود و به نوعي به بازاريابي خودشان و افكارشان بپردازند.
راديو نسل بعدي بستر توليد محتوا بود.
حالا صدا هم به انواع محتوا افزوده شده بود و تلويزيون به تدريج تصوير را هم وارد فضاي محتوا مي‌كرد.
در اين ميان روزنامه ها نقش خود را از دست ندادند.
مجله هاي تخصصي شكل گرفتند.
اين مجله‌ها كه به صورت هفته نامه و ماهنامه براي خانواده ها، پزشكان، ورزشكاران،‌ حقوق‌دانان و … منتشر مي‌شدند، ايده‌هاي جديدي را در بازاريابي محتوا به همراه آوردند.
پزشكان هوشمند آموختند كه به جاي آگهي تبليغاتي، مقالاتي آموزشي درباره مواجهه با بيماري‌ها بنويسند.
روانشناسان، يادگرفتند كه به جاي اصرار و التماس براي اينكه مردم به آنها پول بدهند و مشورت بگيرند، ستون پاسخ به سوالات، راه بيندازند و با لبخندي بر لب و چهره‌اي مهربان، آمادگي خود را براي پاسخگويي به سوالات مطرح كنند.
آنها مي‌دانستند كه خواننده‌ي مقالات، مشتري مطب‌ها و مراكز مشاوره آنها هم خواهد بود.
ماهواره‌ها نسل جديدي از بستر ارتباطي بودند كه رسانه‌هاي فراگير را شكل دادند.
حالا كشورهاي مختلف مي‌توانستند به بازاريابي در نقاط ديگر جهان فكر كنند.
از طرفي هزينه تاسيس شبكه‌هاي جديد كاهش يافته بود.
دغدغه‌هاي ارتباط بين فرهنگي هم بيشتر شد و حالا بازاريابي محتوا مي‌آموخت كه بايد بكوشد محتواي فراگير توليد كند.
هر جا هم كه چنين مسئله اي امكان پذير نيست، بسته به سليقه مردم محتوا بسازد.

مك دونالد آموخت كه محتواي تبليغاتي‌اش در كشورهاي مسلمان،‌ بايد در ماه رمضان رنگ و بوي اسلامي بگيرد و در غير اين صورت اثربخش نخواهد بود.
كشورها آموختند كه در محتواهاي توليدي خود براي نقاط دور جهان، تصويري خوش آب و رنگ‌تر از واقعيت خود را ترسيم كنند.
صنعت گردشگري آموخت كه توليد محتوا براي جذب توريست، چيزي فراتر از انتشار سفرنامه‌هاي جهانگردان قديمي است و حالا مي‌توان تيزرهاي تبليغاتي جذاب توليد و پخش كرد.
توليد محتوا به تدريج به يك دانش تخصصي‌تر تبديل شد.
حالا روزنامه نگاران قديمي، خودشان را اصحاب رسانه معرفي مي‌كردند.
توليد فيلم و موسيقي و كتاب و مقاله موفق، به تركيبي از انسان‌شناسي و روانشناسي و حقوق و بازاريابي و مديريت نياز داشت.
هزينه توليد محتوا بالا رفته بود و مردم ترفندهاي تبليغاتي را به خوبي آموخته بودند.
در اين ميان بازاريابي محتوا به شيوه امروزي آن، به تدريج در حال شكل گيري بود.
به تدريج اينترنت و دنياي وب شكل گرفت.
وب سايت‌ها ابزارهاي ارزان قيمت و اثربخش بودند كه هر شخص يا سازماني مي‌توانست با صرف بودجه و انرژي كمي، آنها را در اختيار خود داشته باشد.
فراگير شدن كاربران اينترنت، شكل گيري امكان نقل و انتقال پول در فضاي آنلاين، شبكه ‌هاي اجتماعيوگوشي‌هاي هوشمند، همه و همه باعث شدند كه محتوا مفهومي جدي‌تر پيدا كند.
عصر جديدي شكل گرفت كه توليد محتوا و بازاريابي محتوا و تدوين استراتژي براي عرضه محتوا، يكي از دغدغه‌هاي اصلي‌اش بود.

چه اتفاقي افتاده است كه شكل سنتي بازاريابي و تبليغات، به سمت بازاريابي محتوا حركت كرده است؟
اتفاقات زيادي در سالهاي اخير باعث شد كه روند و مسير حركت بازاريابي از بازاريابي سنتي به بازاريابي محتوا تغيير كند.
يكي از مهم‌ترين تغييرات، ايجاد احساس آگاهي و دانش در ذهن مشتريان بود.

اگر مي‌گفتند خودرو بايد سه چرخ داشته باشد، مي‌گفتيم حتماً درست است و اگر مي‌گفتند كف خودرو بايد از كف خيابان دو متر فاصله داشته باشد، مي‌گفتيم حتماً اسراري در اين طراحي است كه ما نمي‌فهميم.
اما امروز، هر كسي كه در خيابان راه مي‌رود و خودرويي ديده است، خود را متخصص خودرو مي‌داند. مهم نيست كه بنز باشيد و آخرين مدل خود را توليد كنيد يا تويوتا باشيد و با سهم بزرگي از بازار جهاني، محصول جديد خود را روانه بازار كنيد.
مردم به سادگي نظر مي‌دهند: كاش بنز اين آپشن را هم اضافه مي‌كرد. تويوتا در طراحي پشت خودرو كم حوصلگي به خرج داده است! شركت … نبايد به سمت توليد خودروي SUV ميرفت. طراحي گيربكس فلان شركت ضعيف است!
شبيه همين ماجرا را مي‌توانيم در مورد گوشي‌هاي موبايل هم مثال بزنيم.
مهم نيست اپل باشيد و در صنعت خود پيشرو باشيد.يا اينكه استيو جابز باشيد و مرده باشيد! هر كسي كه يك بار گوشي موبايل در دست گرفته است، معتقد است كه اگر استيو جابز را ديده بود و نصيحت‌هاي خودش را مطرح مي‌كرد، الان اپل خيلي موفق‌تر بود!
واقعيت اين است كه اگر نسبت دانش به پيچيدگي محصول را در نظر بگيريم، مشتريان موبايلهاي قديمي نوكيا كه نقش گوشتكوب را هم ايفا مي‌كرد، دانش بيشتري نسبت به موبايل خود و قابليت‌هايش داشتند تا كسي كه امروز يك گوشي هوشمند مدرن با سيستم عامل اندرويد يا iOS خريداري مي‌كند.
اما اينها دليل نمي‌شود.
مشتري امروز، به خاطر اطلاعات زيادي كه در اختيار دارد، معتقد شده است كه دانش و تخصص بيشتري هم دارد و به همين دليل، به سادگي سابق، با چند بيلبورد و تيزر تبليغاتي عمومي متقاعد نمي‌شود. او خودش را صاحب نظر مي‌داند يا در اطرافش، كساني را مي‌شناسد كه آنها را صاحب نظر مي‌داند.
حالا اگر شما مي‌خواهيد محصول جديدي عرضه كنيد، بايد مدتها در گوش مشتري، داستان‌هاي مختلف تعريف كنيد و برايش حرف بزنيد تا او بيشتر ياد بگيرد و در نهايت، وقتي خودش به عنوان كارشناس محصول و خدمت شما را ارزيابي مي‌كند، تصميم به خريد آن بگيرد!
ظهور عرضه كنندگان ارزان قيمت، اتفاق ديگري بود كه قواعد بازي را تغيير داد. تقريباً هر محصولي كه توليد كنيد مي‌بينيد كه چيني‌ها چيزي شبيه آن را به قيمتي ارزان‌تر توليد كرده‌اند.
توسعه تكنولوژي به كاهش قيمت تمام شده منتهي شده و اكنون ارزان‌ترين محصولات هم، در بسياري از قابليت‌ها با محصولات گرانقيمت، مشابه هستند.
قدرت تفكيك چشم انسان از قدرت تفكيك صفحه نمايش موبايل‌ها كمتر است و تفاوت كنتراست تلويزيون‌ها را به خوبي نمي‌فهمد.
گوش ما در شنيدن و تفكيك صدا در مقايسه با كيفيتي كه سيستم‌هاي صوتي امروزي دارند بسيار ضعيف است و ديگر به سادگي نمي‌توان ادعا كرد كه كيفيت فلان سيستم صوتي تفاوت فاحشي با متوسط سيستمهاي صوتي موجود در بازار دارد.
پارچه‌ها در چند كارخانه محدود بافته مي‌شوند و گاهي پارچه لباسي كه شما در خاورميانه مي‌خريد و لباسي كه در غرب اروپا يا آمريكاي شمالي خريداري مي‌كنيد به دست يك نفر و زير يك دستگاه توليد شده است!
پس به نظر مي‌رسد كه اگر از حد متوسط عبور كرده باشيم، مشتري تا حد زيادي داستان‌ها را مي‌خرد! ردبول به نسبت يك نوشابه انرژي‌زاي گمنام، داستانهاي بيشتري در گوش من و شما خوانده است! به همين دليل است كه گفته مي‌شود امروز يك برند، بايد خودش را يك ناشر ببيند (توضيح بيشتر:بازاريابي درونگرا و برند به عنوان ناشر)
مسئله سوم، گرانتر شدن بسترهاي سنتي تبليغات است.
طي دهه اخير، برندسازي و بازاريابي و تبليغات و مفاهيم مشابه،‌ بيش از آنكه به نفع توليدكنندگان كالا و خدمات عمل كنند، به نفع رسانه‌هاي تبليغاتي عمل كردند.
هر روز تقاضا براي تبليغات تلويزيوني بيشتر شد.
هر كسي دوست داشت در روزنامه‌ها تبليغ كند. صاحب هر كسب و كار مربوط و نامربوطي، در آرزوي خود روزي را مي‌ديد كه نامش بر روي بيلبورهاي خياباني حك شود.
تقاضاي زياد، قيمت‌ها را هم افزايش داد و از سوي ديگر، مخاطب كه هر روز با حجم بيشتري از تبليغات مواجه بود، بيش از گذشته،‌ نسبت به تبليغات بي‌تفاوت شد.
بيلبوردهاي خلاقانه كه زماني تصميم مشتري به خريد را شكل مي‌دادند، امروز به سختي حتي مي‌توانند لبخندي بر لب مشتري بياورند و ايده‌هاي تكراري هم مخاطب را دلزده كرده است.
چهارمين مسئله اين بود كه آشنايي مخاطب‌ها با فرايند تبليغات و همينطور جزييات اجرايي و عملياتي آن، اثربخشي تبليغات را كاهش داد.
حالا ديگر خيلي سخت است كه به بيننده‌ي تلويزيوني بقبولانيد كه به عنوان يك كارآفرين موفق به تلويزيون دعوت شده‌ايد.
هر كس كه در زير يك پله به دستفروشي هم مشغول بوده، پيشنهادهاي مختلف براي توليد مشترك برنامه‌ها را شنيده است و حتي تعرفه‌ها هم مشخص است.
رپورتاژ آگهي در روزنامه‌ها ديگر كسي را هيجان زده نمي‌كند. مردم هنگام ديدن سريال‌ها، زمان دستشويي رفتن خود را با ساعت تبليغات تنظيم مي‌كنند! به عبارت ديگر، همزمان با گران شدن بسترهاي تبليغاتي، اثربخشي آنها هم كاهش يافته است.

وضع فضاي آنلاين و شبكه‌هاي اجتماعي هم بهتر نيست.
قيمت فالور اينستاگرام مشخص است! بگوييد كه امروز چند فالور داريد و مي‌خواهيد هفته‌ي بعد چند فالور داشته باشيد تا فالور‌ها را با تخفيف به شما بفروشند!
فالورهاي كم خاصيت در شبكه‌هاي اجتماعي زياد شده‌اند. همانهايي كه به روح سرگردان موسوم هستند.
در صفحه فيس بوك خود ده هزار فالور داريد و مطلبي كه مي‌نويسد صد عدد لايك مي‌خورد.
بخشي از مردم فقط كنجكاوي مي‌كنند و بخشي ديگر حتي همين كار را هم انجام نمي‌دهند.
شبكه‌هايي مانند وايبر را هم كه همگي ديده‌ايم.
در يك لحظه همزمان دو تبليغ در مورد كنسرت يك خواننده و عرضه مستقيم پوشك كودك دريافت مي‌كنيم.
ايميل‌هاي گروهي هم كه به سرنوشت پيامك‌هاي گروهي دچار شده‌اند و هر كسي با كمي صرفه جويي در غذاي روزانه مي‌تواند بودجه‌اي براي ارسال پيام به همه هموطنان خود ذخيره كند!


بازاريابي محتوا، در چنين بستري شكل گرفت.
سوال اصلي بازاريابي محتوا اين بود كه: چگونه مي‌توان از رسانه هاي قديمي به شيوه اي اثربخش و ارزان قيمت استفاده كرد؟ همچنين چطور مي‌توان از رسانه هاي جديد كه فعلاً بيشتر نقش اسباب بازي و سرگرمي ما را دارند، ابزارهايي ارزان اما اثربخش براي ارزش آفريني خلق كرد؟

منبع : متمم

Wednesday, 8 March 2017

7 گام ضروري براي راه اندازي كسب و كار اينترنتي

شايد سوال خيلي از دوستان اين باشه كه براي راه اندازي كسب و كار اينترنتي خود بايد از كجا شروع كنيم. در اين مقاله قصد دارم گام هايي كه بايد برداريد تا كسب و كار اينترنتي خود را راه اندازي كنيد را بهتون معرفي كنم.


گام اول : شناسايي علاقه و انتخاب حوزه كسب و كار اينترنتي

اولين گام براي راه اندازي كسب و كار اينترنتي انتخاب حوزه فعاليت است. شما در وحله اول بايد ببينيد به چه كارهايي علاقه مند هستيد و تخصص و مهارت شما چيست؟ البته منظورم اين نيست كه شما حتما بايد تخصص خاصي داشته باشيد نه اصلا اينطور نيست. خيلي مهمه كه از كاري كه بهش علاقه داريد كسب درآمد كنيد. شما بايد ببينيد به چه كاري علاقه داريد و چه كاري را با اشتياق انجام مي دهيد. اگر مهارت خاصي داريد مثل برنامه نويسي يا طراح وب كه معلومه ولي اگر به كاري مثل بازاريابي علاقه داريد ولي نمي دانيد اين حوزه كاري در چه جايگاهي است يا اينكه آينده شغلي دارد يا نه فهميدن اين موضوع كار زياد سختي نيست.
براي اين كار شما مي توانيد از سايت گوگل يا ماركت پليس ها مثل آمازون يا كليك بانك كمك بگيريد. شما با جست و جوي موضوع كاري خود در گوگل مي تونيد ببينيد كه اين كار چقدر طرفدار داره يا همچنين مي توانيد از سايت هاي انتشاراتي فارسي استفاده كنيد. در اين سايت ها مي توانيد كتاب هاي پرفروش رو بررسي كنيد و ببينيد كتاب هاي پرفروش مربوط به چه حوزه اي است. همچنين براي اين كار مي توانيد از شبكه هاي اجتماعي مثل اينستاگرام هم استفاده كنيد و با جست و جو در اين شبكه اجتماعي مي توانيد بررسي كنيد كه بيشتر چه موضوعاتي توسط كاربران جست و جو شده است.

گام دوم : بررسي رقبا

بعد از انتخاب حوزه كاري شما بايد رقباي خود رو هم شناسايي و مد نظر داشته باشيد. بايد ببينيد محتوا و محصولاتي كه براي فروش در سايتشون قرار دادند به چه فرمت هايي ارايه ميشه و از لحاظ قيمت در چه حدي است. تبليغ نويسي صفحات محصولاتشان را كامل بايد بررسي كنيد و ببينيد چه پيشنهاد هايي به كاربران خود داده اند. در چه سايت هايي تبليغات انجام داده اند و محتواي رايگانشان را از چه طريق به مخاطبانشون ارائه مي كنند. انجام دادن اين كارها چندان مشكل هم نيست. حتي شما مي توانيد در نقش مشتري ظاهر شويد و اطلاعات كاملي را از رقيبتون به صورت مستقيم بگيريد. كافي است از طريق ايميل باهاشون در ارتباط باشيد.

گام سوم : توليد محتوا و محصولات آموزشي

بعد از بررسي رقبا حالا نوبت به توليد محتوا و محصولات خود مي رسد. خيلي مهم است در ابتدا براي جلب اعتماد مشتري و كاربران سايتتون از محتوا و آموزش هاي متني و تصويري رايگان در سايت خود استفاده كنيد. در توليد محتواي رايگان اين نكته خيلي مهم را بدانيد كه به هيچ عنوان از محتواي كپي شده از ديگران نبايد استفاده كنيد! چون اين كار باعث از بين بردن جايگاه كاري شما در بين مخاطبان خود مي شود و در آينده مشكلات بسياري براي  كسب و كار شما بوجود مي آورد. در توليد محتواي رايگان اين را مد نظر داشته باشيد كه محتواي رايگاني كه در اختيار كاربر قرار مي دهيد حتما بايد از كيفيت بالايي برخوردار باشه چرا كه همين محتواي رايگانه كه كاربر رو جذب سايت شما مي كند.
براي توليد محصولات آموزشي هم بايد ببينيد محصولي كه مي خواهيد توليد كنيد در چه زمينه است مثلا اگر مي خواهيد آموزش فوتوشاپ درست كنيد مي توانيد از نرم افزار Camtasia Studio  براي ضبط تصوير از صفحه نمايش استفاده كنيد و مثلا براي توليد كتاب آموزشي در فرمت پي دي اف مي توانيد از نرم افزار ورد استفاده كنيد. براي اطلاعات بيشتر از نحوه ي توليد محصولات آموزشي بهتون پيشنهاد مي كنم حتما كتاب رايگان “كسب درآمد با توليد محصولات آموزشي” را بخوانيد.

گام چهارم : راه اندازي وب سايت

بعد توليد محتواي خود بايد سايت خود را راه اندازي كنيد. براي راه اندازي سايت هم در ابتدا نياز نيست از شركت هاي طراحي سايت استفاده كنيد و هزينه هاي سنگيني را پرداخت كنيد. براي اين كار شما مي توانيد از سايت ساز هاي رايگان مثل وردپرس كه خيلي انعطاف پذير است استفاده كنيد. در طراحي سايت بايد نكات مهمي را رعايت كنيد مثل رنگ بندي و گرافيك سايت و استفاده از فونت استاندارد. داشتن صفحه درباره ما و تماس با ما خيلي مهم است و براي جلب رضايت مشتري بايد حتما در سايت خود داشته باشيد.

گام پنجم : جذب ترافيك و دريافت اطلاعات مخاطبان

بعد از راه اندازي وب سايت خود بايد به فكر جذب ترافيك براي آن باشيد. راه هاي بسيار زيادي براي جذب ترافيك رايگان وجود دارد كه من به چند تا از آن ها اشاره مي كنم. نوشتن مقاله و انتشار آن در فروم هاي پر بازديد يكي از بهترين روش هاي جذب ترافيك رايگان است. روش ديگري كه خيلي مفيد است انتشار كتاب الكترونيكي در وب سايت هاي دانلود رايگان كتاب مثل تك بوك و كتاب سبز است. براي پيدا كردن اين سايت ها از گوگل كمك بگيريد.
يكي ديگه از روش هاي جذب ترافيك رايگان براي وب سايتتان، استفاده از سايت هاي اشتراك ويديو رايگان است. شما مي توانيد با انتشار ويديوهاي آموزشي رايگان خود در سايت هاي يوتيوب، ويميو، آپارات و نماشا ترافيك قابل توجهي را براي وب سايت خود جذب كنيد.
در حين جذب ترافيك براي وب سايت خود بايد به فكر دريافت اطلاعات بازديدكنندگان هم باشيد. براي اين كار هم روش هاي بسياري وجود دارد كه يكي از آن ها استفاده از صفحات فرود است

گام ششم : فروش محصولات و تحويل آن به مشتري

در اين گام شما مي توانيد با سيستم هاي موجود فروش محصولات خود را كاملا اتوماتيك كنيد. به عنوان مثال شما با افزونه ووكامرس كه يك فروشگاه ساز حرفه اي است و روي سيستم مديريت محتواي وردپرس نصب ميشه و همچنين هم گام سازي آن با يك سيستم ايميل ماركتينگ با كيفيت مثل ميلرلايت كه تا 1000 عضو رايگان به شما مي دهد مي توانيد كل پروسه فروش محصول و تحويل آن به مشتري را خيلي راحت و بي دردسر انجام دهيد. اين از نظر مشتري خيلي مهم است كه محصول خريداري شده خود به صورت آني به او تحويل داده شود. و من هم بهتون پيشنهاد مي كنم روي اين موضوع بيشتر تمركز كنيد.

گام هفتم : تبديل مشتري به مشتري وفادار و هميشگي

يكي از فاكتور هاي مهم در دوام يك كسب و كار اينترنتي مشتري هاي آن است. شما بايد مشتري هاي خود را به مشتري هاي هميشگي تبديل كنيد. براي اين كار نكات زيادي را بايد در نظر داشته باشيد. اول اينكه كيفيت محصولاتي كه ارائه مي كنيد بايد بالا باشد. يعني شما بايد سعي كنيد هميشه بهترين كيفيت ممكن رو به مشتري خود ارائه دهيد چه از نظر محتواي آموزشي چه از نظر كيفيت تصوير و صدا. يكي ديگه از اين نكات مهم نحوه تبليغ نويسي درباره محصولتان است. بايد تا جايي كه ممكن است خيال مشتري را راحت كنيد. مثلا تضمين 100 درصدي بدون قيد و شرط بازگشت وجه به مشتري خود بدهيد. يا اينكه براي مشتري هاي خود هدايايي را در ازاي خريد هر محصول در نظر بگيريد. تخفيف هاي مناسبتي را هيچ وقت فراموش نكنيد كه اين يكي از بهترين راه ها براي تبديل مشتري به مشتري وفادار است.

درپايان بايد خدمتتون عرض كنم اگر قصد راه اندازي يك كسب و كار اينترنتي با دوام را داريد بايد موارد گفته شده را گام به گام انجام دهيد در غير اين صورت دوام كسب و كار شما تضمين نمي شود و هر لحظه ممكن است كسب و كار اينترنتي خود با شكست مواجه شود.

منبع : هميار وب